X
تبلیغات
رایتل

پرسش وپاسخ

آیا زنا حدی دارد؟ دیدگاه ابوحنیفه در باره زنا


 «أبو حنیفه» یکی از  ائمه چهار گانه فقهی اهل سنت به شمار می رود. هواداران سنی مذهب وی، که عبادات دینی خود را بر اساس اصول و مذهب فقهی او انجام می دهند، اکنون میلیون ها نفر در سراسر جهان هستند.

«سرخسی» از علمای سرشناس اهل سنت در صفحه 58 از جلد نهم کتاب خود تحت عنوان «کتاب المبسوط لشمس الدین السرخسی»،  از "أبوحنیفه" نقل کرده است که اگر در مقابل زنا اجرت و مبلغی مشخص شده باشد حدی بر مرد و زن نیست.

وی در این مطلب می نویسد: "... رجل استأجر امرأة لیزنی بها فزنی بها فلاحد علیهما فی قول أبی حنیفة" ترجمه: ... مردی زنی را برای زنا کردن اجاره کرد، با او زنا کرد، طبق گفته أبی حنیفه نباید بر آنان حد جاری شود".
 
 
چرا ابوحنیفه چنین فتوایی داده است؟
مسلما مشکل اساسی ابوحنیفه دوری از قران و عترت و پیروی از قیاس میباشد وی در این حکم به گفتار مشهور الحدود تدرآ بالشبهات یعنی اگر درجایی حدی بر کسی واجب شد اما شبهه ای هم در آن مساله بوجود آمد حد از شخص ساقط می شود.
در این ماسله نیز شبهه اجاره در زنا پیش میاید و حد زنا که حد اقل شلاق و حد اکثر سنگسار میباشد ساقط می شود.
در نتیجه این فتوا، دیگر باید حد الهی بر زنا را هرگز اجرا نکرد چون بلاخره پولی رد و بدل میشود و روسپی خانه ها هم هیچ مشکلی ندارند چون فاحشه ها را به اجاره میدهند.
شاید علتی که این همه در کشور های عربی حوزه خلیج فارس کاباره ها و روسپی خانه ها بصورت رسمی فعالیت میکنند همین فتوای ابوحنیفه باشد.
شاید اگر ابوحنیفه دقت میکرد در زنای مطروفه (بدون پول و اجرت)نیز حکم به عدم حد میداد زیرا در آن جا هم شبهه هبه پیش میاید؛ والحدود تدرا بالشبهات.
به نظر شما خوانندگان عزیز امروز اگر ابوحنیفه بود چه جایگاهی در میان همجنس گرایان و سکولار ها داشت؟ تمام زناکاران و زنازادگان پیرو مذهب او میشدند چون آنها هم حلال زاده به حساب میایند و حد اکثر قضیه را با وطی به شبهه ماست مالیزه میکند.
عجیب است، ازدواج موقت را که دستور قران و سنت نبوی است حرام و زنا میدانند ولی زنای صریح را جایز اعلان میکنند.

هرکه گریزد زخراجات شاه  خارکش غول بیابان شود.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة اهل البیت.


 

آش نخورده دهن سوخته

 فرزند زورکی
( فرزند به مرد ملحق است حتی اگر با زنش همبستر نشده باشد)

 

ابن قدامه در کتاب المغنی ج 8 ص 64 می نویسد:

... اگر مردی با زنی در یک مجلس ازدواج کند سپس در همان مجلس قبل از آنکه مردم متفرق شوندآن زن  را طلاق دهد ، و آن زن  بعد از شش ماه از طلاق  فرزندی بدنیا آورد و یا اینکه مردی در شرق زنی را که در غرب زندگی میکند عقد کند و پس از شش ماه زن فرزندی بیاورد ، طبق فتوای مالک وشافعی فرزند به پدر ملحق نمیشود؛ اما بنا بر نظر و فتوا ی ابو حنیفه نسب ثابت است وفرزند به شوهر ملحق میشود اگر چه مرد یقین دارد که با زن نزدیکی نکرده است ، ( حتی اگر همدیگر را ندیده باشند ) .

نکته : طبق فتوا ی ابو حنیفه این فرزند حلال زاده است و  ارث هم میبرد ، حالا اگر هر گز آن زن را ندیده باشد.

شما را به خدا آیا این حکم مخالف با فطرت و غیرت انسانیت نیست کدام انسان با غیرت می پذیرد که زنی را که هرگز ندیده ای و تنها گناه تو این است که فقط او را عقد کرده ای ...

در در بعضی مناطق سنی نشین به این گونه فرزندان که بدون مجامعت بدنیا میایند رحمان بخشی میگویند (یعنی بخشش خدا ) بی چاره ها نمیدانند که دیوار خانه شان کوتاه است ( همسرانشان و دخترانشان دامن عفاف در بازار شهوت بر باد داده اند ...)

در ضمن تا به حال چیزی بنام سازمان حمایت از فاحشه ها نشنیده بودیم اما  این ابو حنیفه  به فکر آنها نیز هست .

شما تحلیل کنید که چرا ابو حنیفه چنین فتوا میداده؛ شاید از خانواده او ....

خلاصه می خواهی بخواه اگر هم نمی خواهی  ، دندت نرم ، چشمت کور؛ بچه مال خودته  چون پیرو این خرافات هستی حتی اگر آن زن را ندیده باشی  باید بچه راف نونشو بدی و با افتخار و عزّت بزرگش کنی چون ... هستی  دماغت بسوزه (اسمش راهم بگذار رحمان بخش ...)

بی چاره آن جوان سنّی به هزار زحمت و رنج دختری را انتخاب میکند که تا آخر عمر با او سر بر یک بالش بگذارد اما همسرش دختر که نیست بماند فرزند حرامزاده کسی دیگری را هم به گردن او می اندازد و این بی چاره از دو حال خارج نیست یا باید متدین و پایبند به اصول مذهبی اهل سنّت (بدعت) باشد که باید تا آخر عمر بسوزد و بسازد و آن زن به ریش  او بخندد و زنی که چنین باشد از کجا معلوم که در  آینده هنگامی که شوهر نیست امانت داری کند!؟
و یا هم دست از دین و مذهب بردارد و حیران گردد(مذهبی که بر خلاف طبیعت انسانی حکم میکند)

به جوانان با غیرت توصیه میکنیم که به آغوش اهل البیت باز گردند و از چشمه سار زلال معرفت سیراب شوند!
حافظ وظیفه تو پند گفتن است وبس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید

 

- الولد یلحق بالزوج و إن لم یطأ امرأته !

( ... ولو تزوج رجل امرأة فی مجلس ثم طلقها فیه قبل غیبته عنهم ثم أتت امرأته بولد لستة أشهر من حین العقد أو تزوج مشرقی بمغربیة ثم مضت ستة أشهر وأتت بولد لم یلحقه وبذلک قال مالک والشافعی وقال أبو حنیفة یلحقه نسبه لأن الولد إنما یلحقه بالعقد ومدة الحمل ألا ترى أنکم قلتم إذا مضى زمان الإمکان لحق الولد وإن علم أنه لم یحصل منه الوطء ... )

( المغنی لابن قدامة / ج8 / ص64 / ط دار الفکر الأولى 1405هـ )

________________________________________

 

2- نگاه  به بدن عریان دختر و زن به بهانه خواستگاری

ابن حجر در کتاب فتح الباری - شرح صحیح بخاری- در باره نگاه به مرد به بدن بدن دختری به خواستگاریش میرود چنین نوشته :

...جمهور علماء گفته اند که اشکالی ندارد؛که مرد خواستگار به ب زن خواستگاری شده نگاه کند ، و گفته اند که به صورت و دستهایش نگاه نکند!!!؟ اوزاعی گفته است - اشکالی ندارد-  مرد تلاش کند و و به هر جای زن که میتواند (به جز عورت) نگاه کند ؛ ابن حزم گفته است که نگاه کند به جلو و دنبال (کنایه از تمام بدن) اما از احمد سه روایت است ( چون مبنای سنجش نظر احمد بن حنبل روایاتی است که در مسندش ذکر شده است)نظر اول مانند جمهور است ؛ نظر دوم انچه که از او(زن) ظاهر است ، روایت سوم اینکه میتواند به بدن برهنه  آن زن  نگاه کند، و جمهور نیز گفته اند که اگر بخواهد میتواند به بدن (برهنه) زن نگاه کند بدون اینکه از آن اجازه بگیرد!!!

قابل توجه دختر داران سُنّی!!!

مواظب خواستگاران باشید مخصوصا پیروان احمد بن حنبل !!!

توصیه ای به جوانان با غیرت که ندانسته دنبال پدران خود راه افتاده اند :

این است توصیه احمد بن حنبل و جمهور علماء اهل سنت ؛به خواستگاران خواهران شما !

 اینان اسلام را به هوای نفس خود تفسیر کرده اند تا به بدن دختران و ناموس مردم نگاه کنند و اگر هم کسی به آنان اعتراض کرد به راحتی میگویند من قصد خواستگاری دارم  ! شما را به خدا آیا خدا به این جهالت ها راضی است ؟ ؟؟

 

24- یجوز لخاطب الوهابیات أن ینظر إلیهن متجردات !

( ... قال الجمهور لا بأس أن ینظر الخاطب إلى المخطوبة قالوا ولا ینظر وجهها وکفیها وقال الأوزاعی یجتهد وینظر إلى ما یرید منها إلا العورة وقال ابن حزم ینظر إلى ما أقبل منها وما أدبر منها وعن أحمد ثلاث روایات الأولى کالجمهور والثانیة ینظر إلى ما یظهر غالبا والثالثة ینظر إلیها متجردة وقال الجمهور أیضا یجوز أن ینظر إلیها إذا أراد ذلک بغیر أذنها ... )

( فتح الباری / ج9 / ص149 ط دار إحیاء التراث - الرابعة )

أقول : کل یوم خطبة !

________________________________________


زنای با دیوانگان و نابالغ ها

زنای با دیوانه و پسر نابالغ حدی ندارد

1- زنی اگر با مرد دیوانه ای و یا پسر نابالغی زنا کند ! حدی بر دیوانه و آن پسر نیست...و همچنین بر آن زن نیز حدی نیست.

در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة /کتاب حدود/زنای عاقل با دیوانه /صفحه 1175.

2- ... و اگر زنی عاقله و بالغه از کودکی و یا دیوانه ای اطاعت کند و خود را(برای زنا) در اختیار او قرار دهد، حدی بر آن زن و کسی که با او نزدیکی کند نیست، چون حد  در صورتی بر مرد واجب میشود که زنا را درک کند..

نکته: قبول ؛مجنون و صبی عقل زنا ندارند و تکلیف و حدی بر آندو نیست ؛.

 چراکسی از اینان  نپرسیده: زن که عقل زنا دارد چرا بر او حدی نیست؟؟!!.

 

25- امرأة تُمکن نفسها لصبی أو مجنون فلا حد على من واقعها ... و لا علیها ؟!

فی قول الحنفیة تحت قسم ( زنا العاقل بالمجنون ) :

( .. و إذا أطاعت المرأة العاقلة البالغة صبیاً غیر بالغ ، أو مجنوناً و مکنته من نفسها فلا یجب علیها إقامة الحد و لا على من واقعها ، لأن الحد یجب على الرجل بعقل الزنا ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الحدود - زنا العاقل بالمجنون / ص1175 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : ألیست عاقلة مکلفة فعلى ماذا لا تُحد ؟! نشر للعهر و المجون لا أکثر .

________________________________________


3- زنای با انسان لال (کسی که از نعمت زبان بی بهره است) حدی ندارد!!!

جزیری در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة کتاب حدود - اقرار مرد و زن لال- صفحه 1189 نوشته است.

4- و اگر مردی اقرار کند که با زنی لال زنا نموده است  و یا زنی اقرار نمایدکه با مردی  لال زنا نموده است.
... ابو حنیفه  گفته است بر هیچ کدام حدی جاری نمی شود(نه بر زن و نه بر مرد - فاعل و مفعول- )

خدایا این قوم چه اندازه ظالم اند؛ بر بی چاره گانی که از  نعمت زبان بی بهره اند تجاوز شود و زنا کار حتی اگر اقرار کند، بازهم محکوم نمیشود.

 حالا شما عزیزان خوب فکر کنید که اگر لالی مستقیما به داد گاه مراجعه کند به خاطر بی زبانی چه بلایی که مقلدان ابی حنیفه که بر سرش نخواهند آورد...!!؟


26- لو أقر رجل بأنه زنى بخرساء أو أقرت امرأة بأنها زنت برجل أخرس ... أکمل العبارة بما تراه مصیبة :

 

( و من أقر بأنه زنا بامرأة خرساء ، لا تنطق ، أو أقرت امرأة بأنها زنت برجل أخرس.

الإمام أبو حنیفة رحمه الله - قال : لا یقام الحد على واحد منهما لوجود الشبهة التی تعدت إلى طرفه الآخر. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الحدود - الإقرار على الأخرس أو الخرساء / ص1189 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

________________________________________


جهاد فی سبیل الشیطان

مجاهدین و زنای با کنیز غنیمت

در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه کتاب حدود -زنای مجاهد - ص 1196 نوشته است:

اگر مجاهدی به کنیزی که از غنائم جنگی است (قبل از تقسیم )تجاوز کند حدی بر او نیست - به خاطر شبهه عدم جریان حد در سرزمین حرب و حال جنگ- برای اینکه مبارز به لشکر دشمن نپیوندد .

نکته: مجاهدهر جنایتی که بکنند حدی بر او نیست چون مبادا به دشمن بپیوندد اینست سرباز و مجاهدی که مکتب خلفاء تربیت میکند و این فقه دست آنان را باز می گذازد تا هر جنایتی که دلشان می خواهد بکنند چون در زمان جنگ و نیز در سر زمین جنگ حد جاری نمیشود.

اما شما مقایسه کنید که علی (ع) در بحبوحه جنگ با اردوگاه منافقین - ناکثین ،قاسطین و مارقین- دشمنان اسلام به خاطر تخلف، یکی از فرماندهان و والیان را بدون هیچ گونه در نظر داشت مصالح دنیایی عزل میکند تا درس عبرتی برای دیگران باشد اما در برابر و قتی خالد بن ولید مرتکب زنای محصنه میشود او را خلیفه اول تبرئه میکند.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.


و تو خود حقیقت را از این نوشتار دریاب .


27- و فی جهادهم جنس أیضاً!

( إذا وطئ الجندی المجاهد جاریة من إماء المغنم قبل القسمة فلا یقام علیه الحد. لوجود شبهة حیث لا یقام حد فی أرض الحرب ، و لا فی حال الغزو ، حتى لا یلحق بالعدو. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الحدود - زنا المجاهد / ص1196 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

أقول : تسابقوا إلى تورا بورا یرحمکم الله ... تسابقوووا !

________________________________________


فرندان بدون پدر حلال زاده اند!!

زنی که بدون شوهر حامله شود حدی بر او نیست.

درکتاب الفقه علی المذاهب الاربعه ، جزیری نوشته است :

نزد شافعیان در این مساله دو روایت است  که روایت روشن تر این است که بر زن (که بدون شوهر حامله شده )حدی و اجب نمیشود.


28- امرأة حامل لا زوج لها فلا حد علیها !

 

( الشافعیة : قالوا : عندهم روایتان : أظهرهما أنها لا یجب علیها الحد ، و إن لم تأت فی دعوى الاستکراه بأمارة تدل على صدقها ، و لم تأت فی دعوى الزوجیة ببینة ، لأن الحد لا یثبت إلا بشهود أو إقرار ، و لم یثبت هنا ، و لأن الحدود تسقط بالشبهات ، و هذه شبهة ، فمجرد الحمل لا یثبت به الحد ، بل لا بد من الاعتراف ، أو البینة. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الحدود - ظهور الحمل على امرأة لا زوج لها / ص1193 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : لا تسألونا من أین حملت و من صاحب النطفة فلربما أعطاها الله کرامة السیدة مریم علیها السلام !

________________________________________

 

جواز  نزدیکی با یکی ازهمسران در برابر دیگز همسران الفقه علی المذاهب الاربعه / کتاب نکاح

 

29- وطء إحدى الزوجات أمام الأخریات على فراش واحد مکروه فقط !

 

( ... و مثل ذلک ما إذا کان فی سفر و معه زوجات و جمیعهن فی خیمة واحدة أو على فراش واحد فإنه یجوز ، و لکن یکره أن یطأ إحداهن أمام الأخرى و هی مستورة العورة ، أما إن کانت مکشوفة فإنه یحرم ، إذ لا یحل النظر إلى العورة ، ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب النکاح - هل للزوج أن یجمع بین زوجاته فی بیت واحد وفی فراش واحد؟ / ص947 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : لیستروا عوراتهن و خذهم بالدور یا وهابی کسباق هجن.

________________________________________

 

حجاب و فقهای اهل بدعت(سنی)

پوشش زن دربرابر محارم (برادر ، دایی ، عمو  برادر زاده ، خواهر زاده ...):

کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه /کتاب الصلاة - پوشش عورت در غیر نماز/ ص 112 نوشته است:

...و حد عورت (اعضایی که پوشیدن آنها واجب است ) برای زن در غیر از نماز از زانو تا ناف می باشد هنگامی گه در خلوت باشد یا در حضور محارمش و یا در حضور زنان مسلمان باشد ،پس برای زن جایز است که تمام بدنش را برهنه کند به جز از زانو تا ناف ...

سوال: حکمت ستر عورت در خلوت چیست؟!!! حتی حمام؟

طبق این فتوا دختر و زن جوان میتواند مقابل برادر و دایی و عموی و  نا پدری و چه جوان باشند ، چه پیر، چه خوب باشند ، چه بد عزب باشند و یا متاهل میتواند فقط با شورت پاچه دار ظاهر شود و تمام بدن اش را عرضه کند!!

نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی!


30- لنسائهم أن یستروا فقط ما بین السرة و الرکبة و لهن أن یکشفن ما دون ذلک لمحارمهن !

2112395

( ... و حد العورة من المرأة الحرة خارج الصلاة هو ما بین السرة و الرکبة إذا کانت فی خلوة ، أو فی حضرة محارمها ، أو فی حضرة نساء مسلمات ، فیحل لها کشف ما عدا ذلک من بدنها بحضرة هؤلاء ، أو فی الخلوة ، ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الصلاة - ستر العورة خارج الصلاة / ص112 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : بذلک لها أن تکشف عن صدرها و تجلس بشورت إسلامی لا أکثر بین محارمها !!!

 

نزدیکی با میوه جات و اطفال

ارضای جنسی با خربزه و اکرنبج و ...(اعاذنا الله ...)

  •  ابن قدامه مَقدِسی حنبلی در کتاب المغنی به نقل از یکی از فقهاء سنی نوشته است :
  • 1- اگر زنی آلت پسری را که هنوز ده ساله نشده ،در خود! فرو کند! حدی بر او نیست .

 استدخالیات ( اکرنبجیات وبطیخیات و أمور أخرى )

31- المرأة تستدخل ذکر صبی !!!

 

نقل ابن قدامة المقدسی الحنبلی فی کتابه « المغنی » عن أحد فقهائهم ، ج9 ص54 الطبعة الأولى 1405 هـ ، دار الفکر - بیروت

( .. وکـذلک لـو استدخلت امــرأة ذکـر صـبی لم یبلـغ عشـرا لا حـد علیهـا .. )

 

أقول : یجب غرس المعرفة الجنسیة لدیهم منذ الصغر لینتجوا وهابیة أصیلین.

________________________________________

 

2- از مولوی ها بپرسید اکرنبج چیست؟؟

ابن قیم جوزیه در کتاب البدائع الفوائد جلد 4 صفحه 905/ در باره اکرنبج و طریقه استعمال آن چنین افاضه کرده است:

و اگر زنی شوهر نداشته باشد و شهوتش غلیان کند ، بعضی از اصحاب ما گفته اند ، جایز است آن زن برای اطفای شهوتش از « اکرنبج » استفاده کند، و آن چیزی است که از پوست به شکل آلت مرد ساخته میشود که زن آن را و یا چیزی شبیه آن  مانند خیار و کدو ...را در خود فرو میکند .

نکته: از حلال خدا (ازدواج موقت) فرار کرده اند گرفتار خربزه و خیار شده اند.!!!


32- ما قضیة الإکرنبج و الاستدخال؟!

ابن القیّم الجوزیة یخبرکم قائلاً :

( وإن کانت امرأة لا زوج لها واشتدت غلمتها فقال بعض أصحابنا یجوز لها اتخاذ الاکرنبج وهو شیء یعمل من جلود على صورة الذکر فتستدخله المرأة أو ما أشبه ذلک من قثاء وقرع صغار .. ) .

( بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905 )

 

أقول : آخر المشاریع التجاریة الناجحة هی افتتاح محلات اکرنبج بأحجام مختلفة ! ( یُبقى بعیداً عن متناول الأطفال

 

3- منصور بن یونس بهوتی در کتاب کشف القناع  ج 6 /کتاب الحدود نوشته است:

... و اگر کسی برای ترس از زنا و یا ترس ازجانش ،با دستش با دستش استمناء کند چیزی ( گناهی ) بر او نیست...و حکم زن نیز همین است که  چیزی مثل آلت را استعمال کند...

می گوییم : اینان از کار های خدا که روزه را برای اطفاء شهوت و احتلام را برای بر طرف شدن شهوت اضافه قرار داده خبر ندارند.

 

( .. ومن استمنى بیده خوفا من الزنا أو خوفا على بدنه فلا شیء علیه ..... وحکم المرأة فی ذلک حکم الرجل فتستعمل أشیــاء مثــل الذکــر .. )

( کشف القناع - منصور بن یونس البهوتی الحنبلی / ج6 / کتاب الحدود / باب التعزیر / ط دار الکتب العلمیة الاولى 1418م ، وهی تعلیقة على متن وهو کتاب الإقناع للحجاوی الصالحی )

أقول : أنصفوهم ... یخافون على أبدانهم فما شأنکم أنتم ! .... اسم الله على ابدانهم ....


در کتاب الفروع  ابن مفلح مقدسی حنبلی نوشته است:

شارع مقدس روزه را بدل از ازدواج و احتلام راکنترل کننده شهوت قرار داده ، -اما- استمناء - به خاطر ترس از زنا جائز است و ... قول به کراهت نیز نقل شده است.و همچنین جایز است زن  چیزی شبیه آلت را استعمال کند


(درباره  استفاده زن ازاکرنبج و... ، ابن عقیل گفته است که نباید قیاس بین مرد وزن کرد.)این فتوا در کتاب المبدع فی شرح المقنع  ج 9 ص 107 نیز ذکر شده است.

( .. وقد جعل الشارع الصوم بدلاً من النکاح ، والاحتلام مزیلا لشدة الشبق مفتر للشهوة ، ویجوز خوف زنا ، وعنه : یکره .

والمرأة کالرجل فتستعمل شیئــاً مثل الذکـر ویحتمل المنع وعدم القیاس ، ذکره ابن عقیل )

( الفروع - محمد بن مفلح المقدسی الحنبلی / ج 6 / ص 120 / ط دار الکتب العلمیة 1418هـ الأولى

وفی ط عالم الکتب / ج6 / ص99 / 1985م / کذلک أیضا المبدع فی شرح المقنع / ج9 / ص107

 

در کتاب الانصاف« نوشته علی بن سلیمان المرداوی حنبلی ج 10 ص 252 چاپ دار احیاء التراث » نوشته است:

حکم زن در این مسأله (غلیان شهوت)مانند مرد است ، که چیزی شبیه آلت را استعمال می کند در هنگام ترس از وقوع در زنا و کار درست هم همین است...

و قاضی در ضمن این مسأله و قتی زن را ذکر میکند، گفته است:

در این کار  اشکالی نیست اگر زن قصد اطفاء شهوت و دوری از زنا را داشته باشد.

چند سال پیش در یکی از بیمارستان های یکی مناطق سنی نشین کاری داشتم که ناگهان ماشینی با سرعت وارد شد و خانمی را که روی برانکارد افتاده بود و ناله میزد، آوردند ، اورا به اتاق عمل بردند ... بعدا یکی از دوستان که در بیمارستان کار میکرد به من قضیه را گفت : زن بی چاره -طبق فتوای علمای اهل سنت - بادمجان استعمال کرده بود که بادمجان تاب نیاورده و داخل بدن این خانم شکسته بود ...

خدایا تو شاهدی که اینان حلال تورا حرام کرده اند و حرام تورا حلال کرده اند فقط برای دشمنی با اهل بیت پیامبرت اینان ازدواج موقت را منع میکنند ولی قضیه کنیز و الاغ و کدو را به زنان خود تعلیم میدهند.

سال گذشته دراخباراز انترنت خواندم که مردی انگلیسی به جرم انحراف جنسی باز داشت شد ! جرمش این بود که با دوچرخه اش... دادگاه اورا محکوم به پرداخت جریمه نمود ، شاید اگر بنده خدا ادعها میکرد که من سنی ام و مذهبم اجازه میدهد به خاطر احترام به مذاهب او را جریمه نمیکردند!

 

( حکم المرأة فی ذلک حکم الرجل ، فتستعمل شیئا مثل الذکر عند الخوف من الزنا ، وهذا الصحیح ، قدمه فی الفروع .

وقال القاضی فی ضمن المسألة لما ذکر المرأة قال بعض أصحابنا : لا بأس به إذا قصدت به إطفاء الشهوة والتعفف عن الزنا )

( الإنصاف / علی بن سلیمان المرداوی الحنبلی / ج 10 / ص 252 / ط دار احیاء التراث )

 

 

ابن حزم در کتاب المحلی ج 11 ص 390 چاپ دار الفکر نوشته است:

- در استعمال اکرنبج و...- گروهی رخصت داده اند چنانچه روایت کرده است مارا مفرج ابن اعرابی  حدیث گفت مارا عبد الرزاق لز این جریج از ...حسن بصری که او (حسن بصری) اشکالی نمی دید که زن چیزی را در خود فرو کند برای دور ماندن از زنا.


( وَرَخَّصَتْ فِیهِ طَائِفَةٌ - کَمَا نا حُمَامٌ نا ابْنُ مُفَرِّجٍ نا ابْنُ الْأَعْرَابِیِّ نا الدَّبَرِیُّ نا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَنَا ابْنُ جُرَیْجٍ أَخْبَرَنِی مَنْ أَصْدُقُ عَنْ الْحَسَنِ الْبَصْرِیِّ أَنَّهُ کَانَ لَا یَرَى بَأْسًا بِالْمَرْأَةِ تُدْخِلُ شَیْئًا , تُرِیدُ السِّتْرَ تَسْتَغْنِی بِهِ عَنْ الزِّنَى .)

( المحلى لإبن حزم / ج11 / ص390 / ط دار الفکر )

________________________________________


برای مردان خربزه و... توصیه میکنند

ابن قیم در کتاب البدائع و الفوائد ج 4 ص 905 می نویسد:

و اگر در خربزه سوراخی کند - و در آن فرو کند - و یا در عجین (چیزی نرم ، معجون و..) ویا ادیم  و سوراخی در مجسمه ( ماکت) ایجاد کند و در آن آلت خود را فرو کند ، بنا بر آنچه که ذکر کردیم این راحت تر از استمناء با دستش میباشد ،...

و احمد بن حنبل گفته است : در باره کسی که شهوت جماع بر او غلبه کند به حدی که نمیتواند خود را نگه دارد و می ترسد که بیضه هایش از شدت بترکد ؛ بچشد( یعنی  در ماه رمضان هم اگر باشد...)

... سپس گفته است برای او مباح است که افطار کند، چون او بر نفسش می ترسد و او مثل مریض است که بر جانش از تشنگی و مانند آن میترسد ...

باز هم بگوئید وهابیان  و اهل سنت میان زن و مرد حقوق تساوی قائل نیستند !!  این عین تساوی حقوق بین زن و مرد  است . همانگونه که به مرد خربزه و عجین و ماکت معشوقه توصیه میکنند، به زنان نیز اکرنبج و خیار و بادنجان توصیه میکنند . عجب مذهبی است !!!

 

33- وهل حقا البطیخ ... للرجال !!

( وإن قور بطیخة أو عجینا أو أدیما أو نجشا فی صنم إلیه فأولج فیه فعلى ما قدمنا من التفصیل قلت وهو أسهل من استمنائه بیده وقد قال أحمد فیمن به شهوة الجماع غالبا لا یملک نفسه ویخاف أن تنشق أنثیاه اطعم وهذا لفظ منا حکاه عنه فی المغنى ثم قال أباح له الفطر لأنه یخاف على نفسه فهو کالمریض یخاف على نفسه من الهلاک لعطش ونحوه وأوجب الإطعام بدلا من الصیام وهذا محمول على من لا یرجو إمکان القضاء فإن رجا ذلک فلا فدیة علیه والواجب انتظار القضاء وفعله إذا قدر علیه لقوله فمن کان منکم مریضا الآیة وإنما یصار إلى الفدیة عند الیأس من القضاء فإن أطعم مع یأسه ثم قدر على الصیام احتمل أن لا یلزمه لأن ذمته قد برئت بأداء الفدیة التی کانت هی الواجب فلم تعد إلى الشغل بما برئت منه واحتمل أن یلزمه القضاء لأن الإطعام بدل إیاس وقد تبینا ذهابه فأشبه المعتدة بالشهور للیأس إذا حاضت فی أثنائها )

( بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905 )

أقول : لا تقولوا بأن الوهابیة لا یساوون بین الرجل و المرأة ، فها قد أعطیَ النساء الاکرنبج و عُوّضَ الرجال بالبطیخ ... أو العجین ... أو صنم !!!!!!!!

________________________________________

 

نزدیکی با مردگان!

1- استفاده زن از آلت مرد مرده و نزدیکی با زن مرده!

شربینی در الاقناع / ج 2/ ص 638/ چاپ دار الفکر / نوشته است.

و نزدیکی با مرده موجب حد- زنا - نمیشود.

در کتاب الحاشیة الدسوقی ج 4 ص 314 چاپ دار الفکر نوشته است:

...به خلاف اینکه زنی آلت مرد مرده ای غیر از شوهرش را در خود فرو کند پس حدی بر او نیست در آنچه که ظاهر است  چون زن لذتی نمیبرد (مثل جایی که زن با کودکی نزدیکی کند )

توجه: گفته اند چون لذتی ندارد حد ندارد !!؟

حالا اگر کسی معتاد به این گناه کبیره شد مانند زنانی که به فاحشه گری اعتیاد پیدا کرده اند و شاید هر روز با بیشتر از ده مرد همخوابی کنند و فقط هدفشان پول است طبق این قیاس ( اگرچه ابو حنیفه برای زنا در ازاء پول - حد - و مجازاتی قائل نیست)تمام فاحشه ها و جنایت کاران بدون ترس از خوردن حد آزادانه به جنایات خود ادامه میدهند . کافی است در دادگاه بگویند که ما لذت نبردیم تا طبق فتوای مفتیان بی دین،  حدّ ، از آنان بر طرف شود چون« الحدود تدرأ بالشبهات »


34- إدخال ذکر الأجنبی المیت و وطء المرأة المیتة :

( قال البلقینی ووطء المیتة لا یوجب الحد على الأصح... )

( الإقناع للشربینی / ج 2 / ص 638 / ط دار الفکر 1415هـ )

 (... وبخلاف إدخال امرأة ذکر میت غیر زوج فی فرجها فلا تحد فیما یظهر لعدم اللذة کالصبی )

( حاشیة الدسوقی / ج4 / ص 314 / ط دار الفکر )

أقول : فقر جنسی لم یجد لنفسه مفرّجاً إلا الأموات ...

 



 

شافعی و ازدواج با دختر از زنا

در کتاب المجموع محیی الدین نووی ج 16 ص 219  نوشته است :
اگر کسی با زنی زنا نمود و آن زن از او آبستن شد و دختر بدنیا آورد آیا این مرد میتواند با آن دختر (که از نطفه وی بواسطه زنا بوجود آمده ) ازدواج کند میگوید در این مساله اختلاف است  اما به فتوای شافعی این ازدواج اشکالی ندارد و فقط مکروه است سپس در باره اینکه چرا او حکم به کراهت کرده دو نظریه را نقل میکند و خودش نظریه دوم را می پذیرد.

1- مکروه است برای اینکه شاید آن دختر فرزند او از زنا باشد بنا بر این اگر بداند که او فرزندش میباشد ازدو.اج با او حرام است

2- مکروه است :برای اینکه با   حکم حرمت که نظر عده ایست نزدیک تر باشد.بنا بر این نظریه؛ حتی اگر بداند که آن دختر فرزند او از زنا میباشد باز هم ازدواج با او اشکالی ندارد.که نظر صحیح همین است.

همچنین در باره فرزندی که بواسطه لعان ، مرد از خود نفی میکند؛ اختلاف است که آیا مرد (پدری که دختر را از خود نفی نموده است )میتواند با ان دختر ازدواج کند یانه ؟
عده ای  گفته اند که ازدواج این مرد(ملاعن) با آن دختر اشکالی ندارد ....


المجموع - محیى الدین النووی - ج 16 - ص 219 - 223

 وإن زنى بامرأة فأتت منه بابنة فقد قال الشافعی رحمه الله أکره أن یتزوجها ، فان تزوجها لم أفسخ ، فمن أصحابنا من قال : إنما کره خوفا من أن تکون منه ، فعلى هذا إن علم قطعا أنها منه بأن أخبره النبی صلى الله علیه وسلم فی زمانه لم تحل له . ومنهم من قال : إنما کره لیخرج من الخلاف ، لان أبا حنیفة یحرمها ، فعلى هذا لو تحقق أنها منه لم تحرم ، وهو الصحیح ، لأنها ولادة لا یتعلق بها ثبوت النسب فلم یتعلق بها التحریم ، کالولادة لما دون ستة أشهر من وقت الزنا ، واختلف أصحابنا فی المنفیة باللعان ، فمنهم من قال : یجوز للملاعن نکاحها لأنها منفیة عنه فهی کالبنت من الزنا ، ومنهم من قال : لا یجوز للملاعن نکاحها لأنها غیر منفیة عنه قطعا ، ولهذا لو أقر بها ثبت النسب.
نکته : محیی الدین نووی کسی است که صحیح مسلم را نیز شرح نموده است و در نزد اهل سنت از اعتبار فراوانی بر خوردار است.